|
یه نفس همنفسم باش بهشت برای من و تو همان با هم بودن است؛راحت سیب ات را بخور
|
سلام به همه ی دوستای گلم؛ ![]() بهار نو؛سال نو مبارک باشه برا همگی؛ببخشید که دیر به دیر بهتون سر میزنیم؛اگه خدا قبول کنه و گوش شیطون کر چند وقتی رفتم سر کار و یه جورایی کارمند شدم!! راستش زیاد حس آپیدنم نداشتم چون سوژه جدیدی هم نبود جز روزمرگی ها....... جوجوی نامد هم امروز رفته سیزده بدر کنه و برا خودش سبزه گره بزنه بلکه بچه م بختش وا شه!!!! منم صبح موندم خونه چون بعدازظهر باید برم سرکار و از مرخصی و تعطیلی خبری نیست!! راستش دوستان عزیز غرض از مزاحمت اینکه اگه خدا بخاد قرار امشب موضوع جوجو رو با خانواده البته اول مادر مطرح می کنم البته با کمی سانسور!!و جابجایی(ناگفته نماند که خانواده جوجو همچی میدونن و درجریانن)ازتون میخام که همگی برای ما دعا کنید تا ما همه سروسامونی بگیرم بعد از دقیقا دوسال و نیم...... باور کنید روزای سختی دارم میگذرونم چون از جواب خانواده م واهمه دارم و خیلی میترسم و... ممنونت میشم که موقع راز ونیاز با خدای مهربون ما رو هم از یاد نبرید.مررسی و بوووووسی *سال نو همگی خوش و پراز سلامتی؛عاقبت بخیری و آرزوهای قشنگ... [ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 11:35 ] [ موشی ]
[ ]
اینروزا خیلی دلم میخاد از اعماق وجودم دوست داشتنتو فریاد بزنم و بگم که چقدر دوست دارم؛ واین حس ثانیه به ثانیه داره بیشتر میشه اما حیف که از عکس العمل اطرافیانم واهمه دارم. باور کن بارها و بارها خواستم جلو همه اسمتو بزبون بیارم اما خودمو کنترل کردم! بی صبرانه منتظرم این دوماه هم تموم بشه و هر چه زودتر تکلیفمون مشخص بشه. دوستای گلم برامون خیلی دعا کنید که به کمک و یاری پرودگار متعال نیازمندیم. *** من فدای غیریتی شدن تو بشم که یه ناشناس برا خودش چرت و پرت کامنت گذاشته و تو حسودیت شده و بهم ریختی...بوس بوس بوس عزیزم **قالب مون هم بخاطر جوجوی نازنینم عوض کردم آخه بچه م سخت آبیه. [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 19:38 ] [ موشی ]
[ ]
هنوز نمی دانم
هر سال که می گذرد پ.ن:به روایتی امروز تولدمه..... پ.ن:دیشب شب خوبی بود؛جای همه خالی... پ.ن:
خدایا ؛ من اگر بد کنم تو را بنده دیگر بسیار است ، تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدایی دیگر کجاست؟ [ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 12:47 ] [ موشی ]
[ ]
[ سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 ] [ 21:52 ] [ موشی ]
[ ]
[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 11:34 ] [ موشی ]
[ ]
من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر ، حکمتی می آید ، من و فرسایش دل ، تو و تصمیم و مکان ، ما و تقدیر و زمان چه شود آخر دلتنگیها ! خدا می داند . . .
در تنهایی [ شنبه بیست و یکم آبان 1390 ] [ 10:59 ] [ موشی ]
[ ]
نظرتون راجبه این کلمات چیه: دوزخ؛ملکوت؛جبروت؛برهوت؛بهشت وجهنم. هر چی به ذهنتون میرسه بگید مطمئنن جملات قشنگی بدست میاد. [ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ] [ 23:1 ] [ موشی ]
[ ]
صدای یک پرواز ” تولدت مبارک “ در شب زیبای میلادت تمام وجودم را که قلبی ست کوچک در قالب قابی از نگاه تقدیم چشمان زیبایت میکنم و با بوسه ای عاشقانه تولدت را تبریک می گویم "آغاز بودنت مبارک" امروز روز میلاد توست و من در تب در کنار تو بودن میسوزم من نیستم و تو بی من این روز را جشن خواهی گرفت و چه بی من ها و بی تو ها این روزها بر ما میگذرد.........
امشب شب تولده جوجو؛اما من مثل پارسال کنارش نیستم اگه بودم حتما یه جشن دونفری میگرفتیم ولی خب نشد دیگه.... امیدورام در این بهار جدید زندگیت به تموم آرزوهات برسی نفسی پ.ن: اینم کادوی ناقابل من به جوجو جونی خودم
[ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 22:0 ] [ موشی ]
[ ]
پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار ... به اندازه یک نگاه...به اندازه یک لبخند... تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم. . . . . . دوست داشتن تو، هوس نیست... كه باشد و نباشد
پ.ن:دقیقا دوسال از پیوند خوردن روحی ما بهم میگذره پ.ن:امروز دومین سالروز آشنایی من و جوجو جونیمه!! پ.ن:............................................................!! پ.ن:یه چیزایی هست که میخام برا همیشه سکرت بین خودمون بمونه جوجونوشت:منم خيلي خيلي خوشحالم كه با انسان مهربون وبا مرامي مثل موشي آشنا شدم وخيلي خيلي بهم لطف ومهربوني ارزاني داشته اما دريغ كه نتونستم يه ذره از مهربونيهاشو جبران كنم ممنونم مهربون:آق جوجو موشی نوشت:شرمنده م میکنی عزیزم؛منم بابت تموم اذیت و آزارام و بهونه گیریام و تحمل کردنات یه دنیا سپاسگزارم گلم؛دووووووووووت دالم زیادنفسم
[ شنبه نهم مهر 1390 ] [ 18:15 ] [ موشی ]
[ ]
اگه به اوني که ميخواي نميرسي آهسته تر برو تا اوني که تو رو ميخواد بهت برسه! فقط زود تصميم بگير،چون اگه دير بشه تو ميموني و يه دنيا حسرت...
من در عجبم چرا اکثر دوستان بعد دیدنم عکسم نوشتن که همشون انتظار داشتن من یه دختره سبزه و ریزه و میزه ولاغر باشم!!! کی گفته همه ی دخترای جنوبی سبزه هستن! بعدشم اگه یادتون مونده باشه تو چند پست قبل درباره رژیم و چاق بودنم براتون نوشته بودم!!! حالا چرا اکثرا تو تصوراتشون من اونجوری بودم خدا عالمه.... پ.ن:دوستای گلم اگه عضو فیس بوک هستین و دوست دارین جزء دوستای شخصی م باشین آدرس بزارین تا ادد تون کنم.
[ چهارشنبه ششم مهر 1390 ] [ 22:0 ] [ موشی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی قالب وبلاگ : نایت سلکت ] [ Weblog Themes By : themzha ] |